پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

95

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

گوش مىرسد . علماى ايران گردش چرخ و فلك را به دوازده سال تقسيم كرده‌اند ، و معتقدند هر سال جهان بر روى يك حيوان مىچرخد و وقايع زمين در طى آن سال ، منطبق با خصوصيات همان حيوان ، خواهد بود . در اين باره بايد مفصل‌تر صحبت كنم ؛ ولى اكنون وقت آن را ندارم « 1 » . . . در بالا اشاره كردم كه نمايندهء مقيم انگليسى و فرستادهء پادشاه اسپانيا ، هر دو نزد شاه رفته‌اند ، تا عليه يكديگر اقداماتى بكنند . ولى توضيح ديگرى ندادم و مىدانم مايل هستيد از مطالب آنان مطلع شويد . امسال براى اولين بار در خليج فارس نزديك هرمز ، يك كشتى انگليسى به كرانه‌هاى ايران آمد و مقدارى كالا و هم‌چنين عده‌اى بازرگان از جمله ادوارد كاناك كه عنوان نماينده را دارد - و ايرانىها به او سفير مىگويند - پياده كرد « 2 » . وى در اواخر ماه مارس به اصفهان آمد ، منتهى چون شاه در آنجا نبود ، موقتا از او به عنوان ميهمان اعلىحضرت پذيرايى شايانى كردند و پس از اين‌كه به اندازهء كافى به استراحت پرداخت ، عازم ديدار شاه كه امسال تابستان را در حوالى مرزها به سر مىبرد ، شد . او به نام پادشاه انگلستان و كمپانى خود ، كه تجارت با هند را به عهده دارد ، مىخواهد پيشنهاد كند ، همه ساله كشتىهاى انگليسى با بار كالا به بندرهاى خليج فارس آمده و بعدا ابريشم ايران را از راه اقيانوس به انگلستان حمل كنند و شاه نيز بىنهايت مشتاق اين امر است ، تا به اين ترتيب ابريشم ، از راه تركيه حمل نشود ؛ زيرا در حال حاضر ابريشم ايران از طريق اين كشور تا حلب و ساير بنادر مختلف حمل مىگردد و از اين جهت ترك‌ها كه دشمن او هستند سود فراوانى مىبرند . نمايندهء اسپانيا نيز در همين زمان به نزد شاه رفت ، تا از او درخواست كند اجازه داده نشود انگليسىها به خاك ايران وارد شوند ؛ زيرا مىترسد اگر پاى آنان به ايران باز و باب تجارت دو مملكت مفتوح شود ، با دشمنى ديرينه‌اى كه ميان انگليسىها و پرتغالىها برقرار است ، به زودى در هرمز يا اطراف آن ، ضربهء شديدى به منافع دولت پرتغال وارد شود و به اين ترتيب مىخواهد

--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده به ارسال دعا و ثنا براى دوستان مىپردازد و سپس تاريخ مىگذارد : اصفهان 18 دسامبر 1617 . بعدا اضافه مىكند كه خبر مرگ بانو جوليا را كه يكى از نزديكان دوست دانشمندش بوده است ، شنيده و چون نمىخواهد نامهء خود را با اين خبر تأسف‌آور ختم كند ، سعى مىكند مطالب مختلف ديگرى بنويسد و به اين منظور نامهء خود را ادامه مىدهد و مطالبى مىنويسد كه به ترجمهء آنها مبادرت شده است . ( 2 ) . نويسنده در اينجا طبق معمول اين اسم را به‌طورى كه شنيده است مىنويسد ، يعنى Odoardo Conac ولى واضح است كه اين اسم غلط نوشته شده و منظور او Edward Connock نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى در اصفهان است . - م .